سخت ترين کار دنيا اتاق مرتب کردنه.تو اتاق فسقلی من هم که هر گوشه يه خاطره هست.

واسه هر کدوم از اين گوشه ها سه ساعت می رم تو خيال.چقدررررررررر من خاطره دارم.چقدر از آدمای ديگه اثر تو زندگيم مونده.وقتی در کمدهام رو باز ميکنم .دکورم رو مرتب ميکنم.کتاب ها م رو دوباره ميچينم به همه ی آدمهای گذشته ميرسم.

امروز کلی لبخند زدم.کلی هم بغض کردم.هنوز هم تقريبا همه ی اتاقم مونده که مرتب کنم...

مامانم تهديد کرده اگه هر چه زودتر اين اتاق مرتب نشه يه برخورد جدی باهام ميکنه04.gif 

/ 3 نظر / 5 بازدید
H.N.s

وای که منم از اين کار اصلا خوشم نمياد يعنی حوصلم نمياد ولی از خاطره نگوو که واقعا آدما زندانيه خاطراتشوونن

sima

:))تو الان زندانی هستی حسين؟;)

نیما

خوابت که سنگین شده. نصفه شب ها هم که بر نمی داری گوشیتو. نرخ رشد جمعيت رمانت هم که مثبته...