ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:
بهم بر خورد.خيلی هم بهم برخورد.ولی بازم نه به روی خودم اوردم نه خواهم اورد.چون احساس می کنم اين حرفت هر چند واقعا يه جورايی توهين به من بود ولی فکر می کنم نتيجه رفتار اشتباه خودم بوده.پس بايد خودمو درست کنم و از کسی توقعی نداشته باشم(دارم خوب پيشرفت می کنما).اگه من اينقدر نسبت به وجود اين آدم حساسيت بی مورد نشون نمی دادم حالا بر نمی گشتی اين حرفو بهم بزنی که عين يه ليوان آب يخی باشه که بريزه رو سرم.يعنی من اينقدر احمقم ؟باشه.عيب نداره ازت توقعی ندارم.!!!!!!!!!!!!!