ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۱٠/۱٠  کلمات کلیدی:

واقعا دم مامانم گرم.می بينم که بازم ضايع شدين.باورم نمی شد اين بارم ضايع بشيد.خيلييييييييييی باحال بود .فکر کنم بار دهم بودبيشتر از اينش حقتونه.از همه باحال تراین که دلیل بهم خوردن این برنامه ها هم من هستم.واییی که چقد ردارم کیف می کنموای که چه حالی داد.قربونت بشم مامان گلم
می تونم الان پشيمون بشم ولی نمی خوام .بهترين احساس بی احساسيه.واقعا آدم احساس سبکی می کنه.
اولش نمی فهميدم ربطش چيه؟.هر چی جلو تر رفتم بيشتر فهميدم .حالا با اينکه هميشه دنبال سنگينی های زندگی بودم ولی می خوام از اين به بعد ديگه سبک زندگی کنم .واقعا زندگی ارزش اين همه سنگينی رو نداره.
ولی بگم ها ديگه نه اونقدر سبک .چون اونطوری هم ميشه يه چيز هجو و به درد نخور.اما ديگه غصه خوردن ممنوع.امتحان کردم.خيلی هم سخت نيست.شدنيه.