ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/۸/۳٠  کلمات کلیدی:
خدايا چقدر دلم گرفتهچقدر خداحافظی و دوری و جدايی سختهالان دقيقا يه ماهه که از صبح تا شب با کاترين بودم و کلی خاطره قشنگ ازش دارم.با اين که واقعا از کار و زندگی افتادم حالا که داره می ره واقعا حالم گرفته شده.مخصوصا عصری که زد زير گريه واقعا دلم سوخت.کاشکی از اول کاری نمی کردم که بهمون اينقدر خوش بگذره که حالا هم حال اون اينقدر بد باشه هم حال من.
این زندگی هم چیز وحشتناکیه ها.آخرش اگه خوشی هم داشته باشی یه پایان غم انگیز داره