ساعت ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٩/٢٧  کلمات کلیدی:
واييييييييييی.دقيقا دارم می فهمم اين مشکل چيه؟
خدای من!!!!!!!خواهش می کنم من اصلا دلم نمی خواست اين قضيه رو بفهمم.من هيچ کاری از دستم بر نمياد.يه قضيه پيچيده سه سر.که هر سرش از اون يکی واسم عزيز تره.من چی کارررررررررررررر می تونم بکنم؟؟؟؟
خدايا چرا من بايد اين قضيه رو می فهميدم؟؟؟ای بابا.واقعا پيچيده است.
آخه دختر جون تو چرااينقدر بدشانسی اوردی؟؟؟هر چی فکر می کنم می بينم بدون اينکه کوچکترين تقصيری داشته باشی نمی تونی به اون چيزی که دلت می خواد برسی.شایدم تقصیرت این بوده که زیادی خوب بودی.شايد اگه خيليی زود تر از اينا می فهميدم می تونستم کمکت کنم .ولی الان من چی کار می تونم بکنم؟؟؟.خيلی واست ناراحت شدم.بعید می دونم حدسم اشتباه باشه.چقدرررررررررر حیف فکر کنم اگه به چیزی که تو فکرته می رسیدی واقعا عالی می شد.نمی دونم شاید بهتر باشه نا امید نباشیم.هیچییی نمی دونم
عجببببببببببببببببببببببببببب