ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٩/٢٠  کلمات کلیدی:
واييييييی.الان به مدت نيم ساعت با يکی از دوستام حرف زدم يکی از اونا که فوق العاده نگرانش بودم.
خيلييييييييييی خوشحال شدم.مشکلش تقريبا حل شده بود.
ديدی دختر جون بهت گفتم الکی سخت می گيری
ايشالا از اين به بعدشم خوب پيش بره