ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٩/٢٠  کلمات کلیدی:
با لحن معنی داری گفتی:بزرگ شدی!!!
اره عزيزم.اين چند وقته که تو نبودی من داشتم بزرگ می شدم.بزرگ شدن خيلی سخته ولی فکر کنم به سختيش می ارزه!
دلم برات خيلی تنگ شده بود خيلييييييييييی.ولی نمی دونم چرا احساس می کردم پاکم کردی.هزااااااااار بار يادت افتادم .هزار بار حالت رو از اين و اون پرسيدم ولی نمی دونم چرا احساس می کردم خيلييی ازم دور شدی!جالبه که تو هم ظاهرا همین طور بودی
دوباره یاداون موقع ها افتادم.دوباره يه چيزی رو گفتی و تاکيد کردی فقط دارم به تو می گم کسی نمی دونه.اوکی؟باشه بازم قول.
بعدم خيلی زود خداحافظی و اون لبخند قشنگت. نمی دونم تا کی؟!!
هميشه هميشه از بهترين دوستام بودی و هستی و خواهی بودو اونقدر خاطره قشنگ ازت دارم که هيچ وقت فراموشت نکنم
اميدوارم هميشه موفق باشی