ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٩/۱۸  کلمات کلیدی:
امروز از لحاظ درس خيلی روز مفيدی بود.اما همه دوستام يه مشکلی داشتن خلاصه اونقدر اوضاع خراب بود و اونقدر تحت تاثير قرار گرفتم که عصری که داشتم ميومدم خونه علاوه بر خستگی شديد واقعا احساس افسردگی هم می کردم.جالبه هممون تقریبا ییه مشکلی داريم. حتی خود من .جالب بود هيچ کس فکرشم نمی کرد که من هم!!!!اونم یه مشکلی که کلی واسه خودم پیچیده اش کردم
ولی حقيقت اينه که من بيشتر از اينکه نگران خودم باشم نگران دو سه تا از دوستام هستم واقعا داره افسردگی به جمعممون حاکم ميشه
خدايا چی کارر کنيم؟؟کمکمون کن