ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۱/٩/۱٤  کلمات کلیدی:
چه احساس های بدی دارم
نمی دونم يه دفعه چم شد؟
ای بابا!!!!!!!!!!!!!يعنی واقعا ديوونه شده؟
نمی دونم ولی ا ز دست خل بازياش خسته شدم.داره کم کم چندشم ميشه.خيلی بدم اومده از اين کاراش
به من ربطی نداره مگه نه؟؟بذار آخرش با طناب این مسخره بازیاش بره ته چاه.
قدیما چقدر متفاوت با امروز به نظرم میومد .فوق العاده عاقل و با شخصیت و ......
یعنی همه آدما از نزدیکشون با چیزی که از دور در موردشون می بینی فرق داره؟
دارم کم کم اون آدمیو که یه دنیا دوستش داشتم گم می کنم.

چه حیففف