ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۱/٩/٧  کلمات کلیدی:
تا ساعت ۱:۳۰ موندم دانشگاه
يه سکه در اوردم که شير يا خط کنم که ايا تا ساعت ۲ بمونم يا نه؟(می دونستم که نبايد بمونم ولی دنبال يه مجوز می گشتم)گفتم اگه خط شد می مونم ولی شير اومد.يه فرصت ديگه به خودم دادم گفتم زنگ بزنم از سيمين بپرسم.هنوز حرف نزده بودم گفت حق نداری بمونی و سر ساعت ۲ بايد خونه باشی.
خلاصه مجبور شدم کار درست رو انجام بدم.الان خيلی خوشحالم که يه اشتباه ديگه به اشتباهات اين پرونده اضافه نکردم.